✿.چیست به آهنگ مزامیر عشق.✿.کرده مرا یکسره درگیر عشق.✿
خداوند بنده مؤمنش را با بلا مورد لطف قرار مي دهد ، چنانکه سفر کرده اي براي خانواده خود هديه مي فرستد ، و او را از دنيا پرهيز مي دهد ، چنانکه طبيب مريض را پرهيز مي دهد ... (امام محمد باقر عليه اسلام)
به وقت حرم
ساعت فلش مذهبی
درباره‌ي حرم

براي مــن, پر کاهــي نمانـده
درون سينـه ام آهـي نمانـده
کمي ديگـر قـدم بردار اي دل
از اينجا تا خـــدا راهي نمانده
.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.
اِلهی و رَبــّــی، مَن لـــی غَیرُک ؟؟؟
.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.
الهی و ربّی، صَبـَرتُ علی عَذابِک، فَکَیفَ اَصبـِرُ علی فِراقِک ؟؟؟
.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.
«یا مَن لا یُرجی اِلّا فَضلَه، وَ لا یَخافُ اِلّا عَدلَه»
.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.
.:: بِسمِ رَبِّ الشُّهَداءِ وَ الصِّدیقین ::.
باز هم در دل جنـون آغـــاز شد
زخــــم میدانهای مین ابراز شد
باز هم مجنــــون لیلایی شدیم
بعد عمری باز شیــدایی شدیم
.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.
مــائیــم و نـــوای بــی نــوایـی
بـسمِ الـَه اگــر ، حریـف مـایی
.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.
شهید همت :
دل از دنیا برکنید تا هم صحبت خـــــدا شوید...
.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.
شهید علم الهدی :
ما عاقلانه فکر میکنیم و عاشقانه عمل میکنیم...
.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.
شهيد سيد مرتضي آويني :
گمنامي، تنها براي شهرت پرستان دنيا طلب دردآور است؛
وگرنه، همه‌ي اجرها در گمنامی است...
.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.
بــالي دهيـــــد به وسعت ِ هفـت آسمــان مرا
مــن هـر چه ميـــدوم ، بـه شهيـدان نميـرسم
.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.
عشق، یک سینه و هفتادودو سر میخواهد
بچـه بازیست مگـــر ؟ عشــق ، جگــر میخـواهد
.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.
بـالـَت اگـر شکست غَمـت مبـاد !!!
شهـادت ، بـال نمـی خـواهـد !!!
حـال مـی خـواهـد !!!
بـال را پـس از شهـادت می‌دهنـد، نــه پیــش از آن ...
.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.
این دوستــــانی کـه دم از جنگ میزنند !
از تیــرهــــای نخـورده ، چرا لنگ میزنند ؟
.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.
بهترین مترجم کسی است که بتواند سکوت دیگران را ترجمه کند...
.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.
دل بــــود که از قافلــــه مـــا را عقب انداخت
سَــر رفتــن ِ این حوصلــه ما را عقب انداخت
حتی همــــه ی جــاده ها نـیـــــز گـــــواهنـد
این پای پـــــــــر از آبله مـــــا را عقب انداخت
یک "سجــده" فقط فاصـله ی مـا و خـدا بـود
دل نیز در ایــن مرحله مــــــا را عقب انداخت
هنگــام ِ تهجـــد شــده بود و همـــه دیدنــد
خـود خــواهی این نافلـــه ما را عقب انداخت
یک دفتـــر بی رنـگ پـر از شعـــر دروغیــــــن
ایـــن چنـــد ورق باطلـــه ما را عقـب انداخت
.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.
اي شهيدان...

اول ، قــرار بــود كه بـا هم سفـــر کنیـــم !
اما...
رفتـن نصیـبِ شمـا شــد و تمنـــا بــه مـا رسیـــد...

╗═══════ ೋ ═══════╔
شـــادی روح امــــام و شــــهـــــدا صـــــلـــــوات

الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد
✿( وَ عَجِّل فَرَجَهُم )✿

.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.
سامانه پيامكي شهدا
50002060390622
و
50002030321123
جرعه اي از بي كران
وصیت شهدا جنگ دفاع مقدس آیه قرآن
نواي حرم
لینک های ویژه
طراح قالب
ثامن تم
مطالب اخیر وبگاه
يك بيت، عاشقي

بسم الله الذي هدانا لهذا و ما كنا لنهتدي لولا ان هداناالله

امام جعفر صادق (عليه السلام) :

دل
، حــرم خداســت،

در حــرم خــدا، غیر خدا را منشــان !!!


پست های جدید در قسمت های پائین



مربوط به موضوع :
به قلم یه بنده خدا !!! در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1392 |

بسم الله الذی هو علّام الغیوب و ستار العیوب

حضرت آدم (ع) به خدا عرض کرد: خداوندا ، شیطان را به من مسلط ساختی و مثل جریان خون در رگها (که در من جریان دارد) ، او را هم قادر کردی که به بدن من داخل شود.خداوند فرمود: ای آدم ، در قبال این کار این امتیاز را به تو و فرزندانت دادم که هرکس فکر عمل بد کند به حساب او نوشته نشود، ولی اگر آن عمل بد را انجام داد فقط یک جرم  حساب شود (یک گناه به حسابش نوشته میشود) لکن اگر کسی نیت به انجام عمل خوب کرد، ولی انجام نداد، یک ثواب برای آن نیت نوشته و اگر آن نیت خوب را عمل کرد، ده ثواب به وی داده میشود.

 
آدم عرض کرد: خداوندا، این عنایت را درباره من و فرزندانم زیادتر کن.خداوند فرمود: اگر کسی از فرزندانت گناهی را مرتکب شد و بعد از آن توبه کرد، من آن گناه را می بخشم.باز هم آدم گفت: خداوندا، بیشتر از این عنایت فرما
خداوند فرمود: من مهلت توبه را تا دم مرگ به آنها دادم.آدم عرض کرد: خداوندا، لطفت بسیار است ...

 

وَ هُوَ الَّذِى یَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ وَ یَعْفُواْ عَنِ السَّیِّئاتِ وَ یَعْلَمُ مَا تَفْعَلُون    

(سوره شوری آیه 25)

و اوست كسى كه از بندگانش توبه می ‏پذیرد و از گناهان در می ‏گذرد و آنچه را كه می ‏كنید، می ‏داند.

http://ma3ta.com

 ╗═══════════════ ೋ ════════════╔
    شــــــادی  روح  امــــام  و  شــــهــــدا  صـــــلـــــوات   

╝═════  الّـلـهُـمَّ صَـلِّ عَـلـی مُـحَـمَّـد وَآلِ مُـحَـمَّـد وَ عَـجِّـل فَـرَجَـهُـم  ════╚

                                            



مربوط به موضوع :
به قلم یه بنده خدا !!! در چهارشنبه ششم اسفند 1393 |

به نام نامی الله، یگانه پاسدار خون شهیدان...

              

 

گهی جان منزل غم شد، گهی دل 

غمــت را می بــرم، منزل بـه منزل 

 پیش نوشت :           پیامبر اعظم فرموده اند که "خدا مردانی را كه شبیه زن می‏شوند و زنانی را كه خود را شبیه مرد قرارمی‏دهند ، نفرین كرده است. 

(بحارالأنوار، ج 103، ص 242)

 

دختری با ظاهری ساده از خیابان می گذشت، که پسری در پیاده رو به او گفت : 


«چطوری سیبیلو؟»
 

دختر با خونسردی، تبسمی کرد و جواب داد : 


«وقتی تو... ابرو بر می داری، مو رنگ می کنی و گوشواره میندازی، منم سبیل میذارم، تا جامعه احساس کمبود مرد نکنه!!!» 

 

پی نوشت : دیگه چی میشه گفت!!! 

 ╗═══════════════ ೋ ════════════╔
    شــــــادی  روح  امــــام  و  شــــهــــدا  صـــــلـــــوات   

╝═════  الّـلـهُـمَّ صَـلِّ عَـلـی مُـحَـمَّـد وَآلِ مُـحَـمَّـد وَ عَـجِّـل فَـرَجَـهُـم  ════╚

 ●۩● ادامه مطلب رو از دست ندین ●۩●                                              ●۩● لطفا نظر فراموش نشه ●۩●



مربوط به موضوع :
به قلم یه بنده خدا !!! در دوشنبه بیست و هفتم بهمن 1393 |

به نام نامی الله، یگانه پاسدار خون شهیدان...

              

مرهم نمی نهی به جراحت، نمک مپاش

نوشــم نمی دهی ، به دلم نیشتر مــزن

جلال الدین همائی

   چند سالی است اواخر ماه صفر که می شود، متدینین و مذهبی ها برای هم پیامکی می فرستند که محتوای پیامک مورد نظر، حدیثی از حضرت پیامبر(ص) است، که، هر کسی مرا به خروج ماه صفر و آمدن ماه ربیع الاول، بشارت دهد من او را به بهشت بشارت می دهم.

   در اینجا ضمن بیان متن کامل حدیث؛ می خواهیم منظور صحیح حدیث را  بیان کنیم تا معلوم شود منظور حدیث را اشتباه متوجه شده ایم:

متن عربی حدیث این است: «فَمَنْ بَشَّرَنِی بِخُرُوجِ آذَارَ فَلَهُ الْجَنَّة»

اما این بخشی از حدیث است. پس جا دارد که متن کامل حدیث را ببینیم. متن کامل حدیث در دو کتاب شیخ صدوق(ره) یعنی معانی الأخبار ص205 و علل الشرایع ج1 ص175 آمده است.

متن کامل حدیث بدین شریح است:

« عَنْ سَعِیدِ بْنِ جُبَیْرٍ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ:

کَانَ النَّبِیُّ ص ذَاتَ یَوْمٍ فِی مَسْجِدِ قُبَا وَ عِنْدَهُ نَفَرٌ مِنْ أَصْحَابِهِ فَقَالَ أَوَّلُ مَنْ یَدْخُلُ عَلَیْکُمُ السَّاعَةَ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّةِ فَلَمَّا سَمِعُوا ذَلِکَ قَامَ نَفَرٌ مِنْهُمْ فَخَرَجُوا وَ کُلُّ وَاحِدٍ مِنْهُمْ یُحِبُّ أَنْ یَعُودَ لِیَکُونَ أَوَّلَ دَاخِلٍ فَیَسْتَوْجِبَ الْجَنَّةَ فَعَلِمَ النَّبِیُّ ص ذَلِکَ مِنْهُمْ فَقَالَ لِمَنْ بَقِیَ عِنْدَهُ مِنْ أَصْحَابِهِ إِنَّهُ سَیَدْخُلُ عَلَیْکُمْ جَمَاعَةٌ یَسْتَبِقُونَ فَمَنْ بَشَّرَنِی بِخُرُوجِ آذَارَ فَلَهُ الْجَنَّةُ فَعَادَ الْقَوْمُ وَ دَخَلُوا وَ مَعَهُمْ أَبُو ذَرٍّ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ فَقَالَ لَهُمْ فِی أَیِّ شَهْرٍ نَحْنُ مِنَ الشُّهُورِ الرُّومِیَّةِ فَقَالَ أَبُو ذَرٍّ قَدْ خَرَجَ آذَارُ یَا رَسُولَ اللَّهِ فَقَالَ ص قَدْ عَلِمْتُ ذَلِکَ یَا أَبَا ذَرٍّ وَ لَکِنِّی أَحْبَبْتُ أَنْ یَعْلَمَ قُومِی أَنَّکَ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّةِ وَ کَیْفَ لَا یَکُونُ ذَلِکَ وَ أَنْتَ الْمَطْرُودُ عَنْ حَرَمِی بَعْدِی لِمَحَبَّتِکَ لِأَهْلِ بَیْتِی فَتَعِیشُ وَحْدَکَ وَ تَمُوتُ وَحْدَکَ وَ یَسْعَدُ بِکَ قَوْمٌ یَتَوَلَّوْنَ تَجْهِیزَکَ وَ دَفْنَکَ أُولَئِکَ رُفَقَائِی فِی الْجَنَّةِ الْخُلْدِ الَّتِی وُعِدَ الْمُتَّقُونَ. »

ابن عبّاس گوید:

روزى پیغمبر صلى اللَّه علیه و آله به چند تن از اصحابشان که در مسجد قبا در خدمت وى بودند فرمود: نخستین شخصى که اکنون بر شما وارد شود مردى از اهل بهشت است، چون این سخن را از آن بزرگوار شنیدند، گروهى از ایشان برخاسته و بیرون رفتند، و هر یک از آنان قصد داشت که سریعتر مراجعت نماید تا خود نخستین واردشونده باشد و در نتیجه بهشتى گردد، پیغمبر صلى اللَّه علیه و آله به نیّت آنان پى‏ برد، و به باقى مانده اصحابش که نزد وى بودند فرمود؛ بزودى چند تن بر شما وارد مى‏شوند که از جهت زودتر رسیدن در حال سبقت از یک دیگرند، پس هر کدام از آنان که مرا به خروج «آذر» مژده دهد اهل بهشت است.

سپس آنان که بیرون رفته بودند بازگشتند و أبوذر نیز همراهشان بود، آنگاه پیغمبر صلى اللَّه علیه و آله به ایشان فرمود: ما اکنون در کدام یک از ماههاى رومى بسر مى‏بریم؟ أبوذر گفت: یا رسول اللَّه آذر بپایان رسیده است. پیغمبر صلى اللَّه علیه و آله فرمود: اى أباذرّ آن را مى‏دانستم و لیکن دوست داشتم قوم من بفهمند که تو مردى از اهل بهشت مى‏باشى، و چگونه چنان نباشد، حال آنکه پس از من بدلیل علاقه ‏ات به اهل بیتم تو را از حرم من دور گردانند، و تنها زندگى خواهى نمود، و تنها خواهى مرد، و قومى که عهده دار مراسم کفن و دفنت بشوند بسبب تو سعادتمند گردند و در بهشت جاودانى که به پرهیزگاران نوید داده شده همراه من خواهند بود.»(معانی الأخبار ص205، علل الشرایع ج1 ص175)

پس همانطور که ملاحظه می کنید پیامبر(ص) در قالب این جمله خواستند به اصحاب بفرمایند که جناب ابوذر(ع) از اهل بهشت است. پس به اصطلاح علم حدیث؛ در این حدیث مورد مخصص است یا به عبارت دیگر این حدیث قضیة فی الواقعة است یا به عبارت دیگر از این حدیث نمی توان القای خصوصیت کرد. یعنی حدیث موردی است و قابلیت تعمیم ندارد. و نمی تواند الان مورد استناد قرار گیرد.

علاوه بر این بفرض هم که اینگونه نبود؛ پیامبر(ص) فرمودند بخروج آذار. آذار از ماههای رومی است و ماههای رومی نیز به لحاظ تعداد روزهای سال مانند سالهای شمسی و میلادی 365 روزه است. پس در هر سال هر ماه رومی با یکی از ماههای قمری مطابق می شود و اینگونه نیست که همیشه آذار با صفر مطابق باشد. در واقع ماه آذار از حدود یک هفته مانده به اول فروردین شروع می شود و تا یک هفته مانده به اردیبهشت ادامه دارد.

پی نوشت :

1- این روایت علاوه بر گفته هائی که عرض شد، می تواند یکی از قوی ترین سندها در اثبات حقانیت اهل بیت (علیهم السلام) و تمامی پیروان واقعی آن حضرت باشد. همانطور که در متن روایت مشاهده می شود، پیامبر اکرم (صل الله علیه و آله و سلم) از کیفیت زندگانی و موت جناب ابوذر بعد خودشان خبر داده اند که بنابر روایات متعدد ...

خود حضرت ابوذر (رضی الله عنه) از مریدان امیر المومنین ،

تبعید کنندگان آن جناب از دشمنان ولایت علی ابن ابی طالب (علیه السلام) ،

و کسانی که هنگام وفاتش بر ایشان نماز خوانده و دفنش کردند، جناب مالک اشتر نخعی و یاران او که از شیعیان واقعی حضرت علی بودند.

پس ملاحضه می شود که پیامبر اکرم (صل الله علیه و آله و سلم) با این روایت پرده از چهره ی کدامین گروه ها بر می‌دارند.

 

2- با تشکر از "حجت الاسلام بیدار" که اصل روایت را برای ما استخراج و نقل کرده و با تشکر از "خبر آنلاین" که ما را در تهیه متن الکترونیکی یاری کردند.

 ●۩● ادامه مطلب رو از دست ندین ●۩●                                              ●۩● لطفا نظر فراموش نشه ●۩●



مربوط به موضوع :
به قلم یه بنده خدا !!! در سه شنبه دوم دی 1393 |

به نام نامی الله، یگانه پاسدار خون شهیدان...

              

یادمان نرود که حسین (علیه السلام) را منتظرانش کشتند . . .

 

همــه دارنـد به پابوسی تــو می آیند
طبق معمول من بی سروپا جا ماندم

 

 

زائــر کــرب و بــلا، گفــت "خداحافـــظ" و، رفــت

دل من پشت سرش کاسه ی آبی شد و ریخت 

 

╗═══════════ ೋ ══════╔

  

 ╝════  الّـلـهُـمَّ صَـلِّ عَـلـی مُـحَـمَّـد وَآلِ مُـحَـمَّـد وَ عَـجِّـل فَـرَجَـهُـم  ═══╚

ೋೋೋೋೋೋ


مربوط به موضوع :
به قلم یه بنده خدا !!! در پنجشنبه بیستم آذر 1393 |

به نام نامی الله، یگانه پاسدار خون شهیدان...

             

 اگر هیچ گناهی هم نکنید، من از گناه برتری می ترسم، که آن خودبینی است...

 امیرالمومنین امام علی (علیه السلام)

 

گفت :
"خوش به حال مسافرکشان میدان آزادی" !!!
که آزادانه فریاد می زنند ...
"آزادی... آزادی..."
و عابران خسته، می پرسند :
"آزادی" چند؟

عابری سئوال کرد :
آزادی کجاست؟

گفت :
رد کردی آقا...
آزادی قبل از انقلاب بود!

گفتم :
از غرب که به آزادی نگاه کنی، آزادی قبل از انقلاب است، و اگر از میدان امام حسین(ع)، به آزادی نگاه کنی، آزادی درست می افتد، بعد از انقلاب!!!

به راستی، در کدامین سو ایستاده ایم؟؟؟

╗═══════════ ೋ ══════╔

  

 ╝════  الّـلـهُـمَّ صَـلِّ عَـلـی مُـحَـمَّـد وَآلِ مُـحَـمَّـد وَ عَـجِّـل فَـرَجَـهُـم  ═══╚

ೋೋೋೋೋೋ
 
پی نوشت :
 
1- سلامتی نویسنده ی این متن قشنگ (که ناشناسه!!!) صلوات
 
2-           و خدا خواست كه يعقوب، نبيند عمري
شهر بي يــار، مگر ارزش ديدن دارد !!!


مربوط به موضوع :
به قلم یه بنده خدا !!! در سه شنبه چهارم آذر 1393 |

به نام نامی الله، یگانه پاسدار خون شهیدان

             

با کسی همنشینی کن که همنشینی با او موجب زینت تو شود...

امام حسن مجتبی (علیه السلام)

 یک شب بارانی اطلاع دادند که سیل آمده است. ما آقا مهدی را که در آن زمان شهردار ارومیه بود خبر کردیم، افراد داوطلب به یاری آسیب دیدگان رفتند و آقا مهدی هم به سمت منطقه حرکت کرد. همه در حال کمک بودند، با خراب شدن دیوار، سقف خانه ها فرو میریخت. در کنار یک خانه پیرزنی فریاد میزد و مردم برای بیرون آوردن اثاثیه منزلش تلاش میکردند. در میان یاری دهندگان چشم پیرزن به آقا مهدی که سخت کار میکرد افتاد. به او نزدیک شد و گفت:خدا عوضت بدهد مادر! انشاءا... خیر ببینی! نمیدانم این شهردار کجاست. ای کاش یک ذره از غیرت و شرف شما در وجود او بود. آقا مهدی لبخند ملیحی زد و گفت:"بله مادر، ای کاش بود!"

 

 خاطره ای از شهید مهدی باکری _ منبع : بیسیم چی313

 فروزان کن ز رخ کاشانه ای چند
بسوزان-شمعِ من!-پروانه ای چند
فغانم گــوش کــن امشب، که فردا
زمن خواهی شنیــد افسانه ای چند
خماری نیســت خونِ عاشقـــان را
سرت گَــردم، بکَش پیمانه ای چند
به هــر دفتــر، زکِلکِ آتــش آلـود
زمــا مانده‌ست آتشخانــه ای چــند
حزین!از فوت فرصت با صد افسوس
کشیـــــدم آه بی تـابـانــه ای چــند



مربوط به موضوع :
به قلم یه بنده خدا !!! در سه شنبه بیست و یکم مرداد 1393 |

به نام نامی الله، یگانه پاسدار خون شهیدان...

             

امام علي (عليه السلام) :

هرکس رابطه اش رابا خداوند اصلاح کند،

خداوند، رابطه او را با مردم اصلاح می کند.

بعد از چند شبانه‌روز بی‌خوابی، بالاخره فرصتی دست داد و حاج مهدی در یكی از سنگرهای فتح شده عراقی خوابید. پنج روز از عملیات در جزیره مجنون می‌گذشت و آقا مهدی به خاطر كار زیاد فرصتی برای استراحت نداشت. چهره‌اش زرد بود و چشمان قرمزش از بی‌خوابی‌ها و شب بیداری‌های ممتد حكایت می‌كرد.

ساعتی نگذشت كه یك گلوله ي خمپاره ي صد و بیست روی طاق سنگر فرود آمد...

داد زدم: «بچه‌ها آقا مهدی» همه دویدند طرف سنگر. هنوز نرسیده بودیم كه او در حالیكه سرفه می‌كرد و خاك‌ها را كنار می‌زد، دیدیم. كمكش كردیم تا بیرون بیاید.

همه نگران بودند... «حاج آقا طوری نشدین؟» و او همانطور كه خاك‌های لباسش را می‌تكاند خندید و گفت: «انگار عراقی‌ها هم می‌دانند كه خواب به ما نیامده . »

خاطرات شهید مهدی زین الدین



مربوط به موضوع :
به قلم یه بنده خدا !!! در سه شنبه شانزدهم اردیبهشت 1393 |

به نام نامی الله، یگانه پاسدار خون شهیدان...

             

فــانوسهایشان جاماند،‌ تا ما روشنشان نگه داریم؛
پــس.....
اینهمه فانوس خامـــــوش ، برای چیســـت؟؟؟

داشت با آبِ قمقمه ش، وضو می گرفت برای نماز صبح؛

گفتم : بی تجربه ای... لازمت میشه... شاید یکی دو روز بی آب بشیم !!!

گفت : لازمم نمیشه!!!

مسافرم...

عملیات که تموم شد، دیدمش!

آره... واقعا رفته بود مسافرت........

 ╗═══════════════ ೋ ════════════╔
    شــــــادی  روح  امــــام  و  شــــهــــدا  صـــــلـــــوات   

╝═════  الّـلـهُـمَّ صَـلِّ عَـلـی مُـحَـمَّـد وَآلِ مُـحَـمَّـد وَ عَـجِّـل فَـرَجَـهُـم  ════╚

ೋೋೋೋೋೋ

پي نوشت:

سال نو مبارك، رفقا...

نوروزتان فاطمي و هر روزتون مهدوي باد...

ೋೋೋೋೋೋೋೋೋೋೋೋೋೋೋ



مربوط به موضوع :
به قلم یه بنده خدا !!! در سه شنبه پنجم فروردین 1393 |
به نام نامی الله، یگانه پاسدار خون شهیدان...


قرار بود درجه‌ي سرلشگرى بگيره ...

اونم ، از دست امام خامنه اي حفظه الله ؛

گفتيم :

« به سلامتى ؛ مباركه بابا »

خنديد !!!

تند و سريع گفت :

«خوش بحالم !!! امّا ، درجه گرفتن ، فقط ارتقاى سازمانى نيست ؛

وقتى آقا ، درجه رو بذارن رو دوشم ، حس مى كنم ازم راضيَن ...

وقتى ايشون راضى باشن ، امام عصر عليه السلام هم راضين ...

همين برام بسه !!!

(خاطره اي از زندگي شهيد، علي صياد شيرازي)


╗═══════════════ ೋ ════════════╔
      شـــادی  روح  امــــام  و  شــــهـــــدا  صـــــلـــــوات   

╝═════  الّـلـهُـمَّ صَـلِّ عَـلـی مُـحَـمَّـد وَآلِ مُـحَـمَّـد وَ عَـجِّـل فَـرَجَـهُـم  ════╚



مربوط به موضوع :
به قلم یه بنده خدا !!! در جمعه بیست و هفتم دی 1392 |
به نام نامی الله، یگانه پاسدار خون شهیدان...


از رئيس بازي بالادستيا دلخور بود!!!

مي‌گفت : مي‌گن تهران جلسه ست. ده‌-پونزده نفر ، کارامون رو تعطيل مي‌کنيم مي آييم. سيزده‌-چهارده ساعت راه ، براي يه جلسه ي دو ساعته!!!

آخرشم هيچي...

شما ، يکي-دو نفريد...

شما به خودتون زحمت بدين و بياين منطقه ، جلسه بگذارين...

شهيد، مهدي زين الدين


╗═══════════════ ೋ═════════════╔
      شـــادی روح امــــام و شــــهـــــدا صـــــلـــــوات   

╝═════  الّـلـهُـمَّ صَـلِّ عَـلـی مُـحَـمَّـد وَآلِ مُـحَـمَّـد وَ عَـجِّـل فَـرَجَـهُـم  ═════╚



مربوط به موضوع :
به قلم یه بنده خدا !!! در سه شنبه بیست و چهارم دی 1392 |

 به نام نامی الله، یگانه پاسدار خون شهیدان...

اگر به سمت بهشتت نمی توان پر زد

به باغ خاطره هایت که می توان سر زد

درون خانه ی تاریک ، مرگ حاکم بود

که ناگهان تو رسیدی و نور بر در زد

نگاه من به نگاهت گره که خورد آن روز

از آن به بعد ، نگاهم همیشه می لرزد

شراب ناب نگاهت که ریخت در چشمم

دلم ز شوق حضورت به سیم آخر زد

بپوش عیب مرا ای بهار سر سبزی

اگر که خبط و خطایی از این خزان سر زد

نشسته ام تک و تنها و پرسشی دارم :

چرا به سمت بهشتت نمی توان پر زد؟

             



مربوط به موضوع :
به قلم یه بنده خدا !!! در پنجشنبه پنجم دی 1392 |

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

لوگوي حرم
اذكار يوميه
ذکر روزهای هفته
ياران حرم
پیوندهای روزانه
آرشیو مطالب
برچسب‌ها
لوگوي دوستان